زنی دارد آرام آرام تمام آینه های خانه را دستمال میکشد و زیر لب زمزمه میکند "گل ایون بهاره دل من/ یه بیابون لاله زاره دل من"... بعد دماغش را با پشت آستینش را پاک میکند و میرود سراغ آینه بعدی و میرسد به اینجای آهنگ که "دلم از خاطره های بد جدا/ دلم آواز میکنه؛ بیا بیا.... کاش لااقل  هوای حیاط ِ خانه ی زن ِ قصه ی ما بارانی نبود امروز