میخوام راز بزرگی رو بهت بگم
میخوام بهت بگم وقتی ازهم دور میشیم
وقتی چشمات زل نمیزنه تو چشمام و ته نگاه خرمایی ام خالی می شه از خط نگاهت
وقتی دستام دستت رو کم میاره
وقتی صدات نمی پیچه تو گوشم و خنده های من تموم میشه
اونوقت
بیشتر از هر وقت دیگه ای دوستت دارم
....
میشه حالا که قراره برگردم، لطف کنی منو یه جایی بین دستات، بغلت و تنت برای یه مدتی یواشکی نگه داری!میشه این چندوقت منو یه جایی بین خواسته هات، نگاهت و عطر تنت بنشونی
....
گوشتو بیار جلو
یه راز مهم تر هم هست که باید بهت بگم
یه راز خیلی مهم
....
من خیلی وقته میخوام یه جایی بین زندگیت باشم...
خیلی وقته میخوام که زندگیت باشم....
....
دارم این رازو می نویسم
تا دفترم هم مثل دستام ببینه
که وقتی ازم دور میشی
وقتی دستام دست رو نداره
بیشتر از هر وقت دیگه ای دوستت دارم...
بیشتر از هر وقت دیگه ای بهت نیاز دارم