برای لورکا

در سالهای نوجوانیم، برادرم که نقش بزرگی در تصویر و سلیقه‌ی موسیقایی من در تمام عمرم داشته، یه کتابی برای خودش خرید به نام «دریا در من». مجموعه ترانه‌های شهیار قنبری... شاعر در صفحه‌ی اول نوشته بود «برای لورکا، پسرم، فردای حافظه‌م». تصویر لورکا بعدها توی برنامه‌ی "Wanted" که سه‌شنبه‌ها‌ی دهه ۸۰ وقتی از دانشگاه برمیگشتم تماشا می‌کردم رونمایی شد. لورکا گوشه‌ی ذهن من توی تمام ترانه‌ها مستتر بود. سرطان اما بی‌رحم‌تر از این حرفهاست که جمله‌ی "every thing I have is Lorka" رو بفهمه آقای قنبری بزرگ. به عنوان کسی که ۶ ماه پرونده زیر بغل به هرجا التماس کردیم آخرش با عزیزمان خداحافظی کردیم می‌خوام بگم سرطان خیلی بی‌رحمه آقا. متاسفم.