اینکه شبها برایت می نویسم دلیلش این نیست که روزها یادم میرود نیستی! نه... تمام روز میشود نبودنت را پشت سینک ظرف و لابلای شلوغیِ زندگی من و پسرک و بین خستگی‌ها پنهان کرد. اما شب، اما شب و این غمی که به آن تکیه زده ام، سرآغاز هزار و اندی سال نبودن توست...