دیشب توی اپلیکیشنی که براي باربد نصب کردم تا با صدای سشوار و جاروبرقیش آروم بشه و گریه نکنه، صدای برکه پیدا کردم. دیشب حوالی ساعت سه بود که پسرکم به خواب عمیق رفت و تونستم موزیک سشوار درحال پخش رو استپ کنم و صدای برکه رو پخش کنم...
دیشب دراز کشیده بودم کنار برکه ی پر آبی که پر از صخره بود و چشم هامو بسته بودم و بالای سرم ستاره ها بودن و کنارم پسرک کوچولوی نحیفی با صورت گردش تند تند و خروپف میکرد و هیچ حواسش به دنیا نبود. موهام توی باد تاب میخوردند و خودم روی نت های درحال پخش دراز کشیده بودم و خواب آن ستاره ی روشن را میدیدم