حال اینترنت ها این روزا خوب نیست
حال دی ماه با این گرمای عجیبش، خوب نيست
حال گنجشک ها با این هوای آلوده، خوب نیست
حال زمین و این لرزه های خشکش، خوب نيست
حال پیاده رو های انقلاب و تاکسی پیزوری های مسیر انقلاب به پل سفید، خوب نیست
حال شریعتی و سید خندان و تخت طاووس و پاییز و خاطرات لعنتیش، خوب نيست
حال بابلسر و ساحلش و تخته سنگ های سردو نمنانکش، خوب نیست
حال جاده های ترک خورده ی مسیر بجنورد به گرگان، خوب نیست
حال پرواز های لکنده ی بوئینگ های از رده خارج هواپیمایی کاسپین و فرودگاه متروکه ی ساری، خوب نیست
حال چمدونم که چند ماهه دیگه دستی بهش نخورده و معلوم نيست تا کی قراره همينطور بی مصرف بمونه، خوب نيست
حال زن همسايه بعد فوت پسر کوهنوردش، خوب نیست
حال تلفنی که خیلی وقته کسی توش ننوشته "دوستت دارم" خوب نيست
حال موهاي شونه نشده ی رنگ پریده ی دلتنگ نوازش خوب نیست
حال خودم
با این قلب و جسم ناخوش، خوب نیست

و این خلاصه ی تمام اخباریه که میشه از این گوشه ی تاریک دنیا نوشت و بعد لپ تاپ رو خاموش کرد و اروم اروم به تخت رفت و طبق سفارش دکتر، به پهلوی چپ خوابيد...