دار توی لغت مازندارنی یعنی درخت... هر نهالی که از یه حدی بلند بشه، میشه "دار". دار توی لغت فارسی یعنی "چوبه ی بلند برای اعدام". نميدونم شاید توی فارسی هم گاهی به درخت بگن دار. مثل وقتایی که میگن "دار و درخت"... هوم... حالا بهارنارنج های این وبلاگ از کدومان? روی درخت نشستن یا به دار کشیده شدن?! اصلا چرا این توضيح رو در مورد دار نوشتم? شاید چون خودمم دوست دارم بفهمم بلاخره بهارنارنج هام کجان