خوشبختی یعنی
طی کردن جاده به اشتیاق مردی
که حروف  نامش آغاز قصه و چشمانش قسمت دور جاده است...
خوشبختی یعنی
قدم زدن کنار گام های مردی
که با گرمای انگشتانش  هنگام قدم زدن روی سنگ فرش پیاده رو ها، در  کف دستانت ، می تواند تو را بنویسد...
خوشبختی یعنی
نشستن روبروی مردی
که با لبخند همینطور که حرف می زند  دست به موهای شانه نکشیده ات می کشد
خوشبختی یعنی
تمام شب داشتن مردی که بی اجازه ی تمام بزرگتر ها، بوسیدن بلد باشد
خوشبختی یعنی
تمام عمر چشم به راه بودن 
و رسیدن