موهایم بلند شده
موهای زیر ابروهایم هم..!
و خواهرم دیگر بعد از اینهمه سال،  خوب می فهمد وقتی بی هوا زنگ می زنم و می پرسم خانه هستی یا نه، باید به جای چای، قهوه دم کند و منتظرم باشد....
خواهرم خوب می داند وقتی موهایم بلند می شود و سر زده می روم بچه ها را ببینم، نیاز دارم بخندم و دلتنگم، حتی اگر برای بهانه یک دی وی دی بازی جدید خریده باشم تا سر زده رفتنم را توجیح کنم
خواهرم یاد گرفته به استقبالم نیاید بگذارد خودم در حیاط را ببندم و از پله ها بالا بروم، بنشیند روبرویم از هوا و آسمان و مشق بچه ها حرف بزند، کمی شوخی کند، من در سکوت بخندم، و وقتی شالم را روی سرم می گذارم تا خداحافظی کنم، با لحن آرامی بپرسد "الان حالت خوبه؟"
....
موهایم بلند شده
خواهرم خانه نیست
و من چقدر خوابم می آید از دیروز، حوالی ظهر تا الان...




.......
پ.ن) ....