بگو
برایم شعر بگو
بگو قافیه ی تنهایی، وزنش با کدام کلمه جور است
بگو بگو
بگو برای ردیف بیت ِ بی سامانی، کدام مطلع را انتخاب کنم
بگو چگونه  می شود بن بست را دایره کشید
بگو چند بیت دیگر تا آخر مانده
بگو خستگی واژه اش کدام بود
بگو ببینم، استاد میگفت قافیه ی مناسب برای اشک چه بود؟
برایم شعر بگو
من گم شده ام
و هیچ چراغی دیگر مرا به خانه نمی رساند  
تو بگو
برایم رد پا را شعر بگو
بگو دو جفت کقش ِ پاره ی نرسیده را چطور می شود نوشت؟
بگو از کی قرار بود شاعر باشیم؟
بگو پس چرا شعر پناهمان نشد؟
بگو مشت های کوبیده بر دیوار مضراب کدام ساز می شوند؟
بگو آرزو پشت کدام در جا ماند؟
بگو چرا نمی شود خندید؟
بگو قرار است کدام شعر مرا پیدا کند؟
بگو تا خوشبختی چند کابوس دیگر باید سرایید؟
بیا  و امشب بی پنهایی ِ مرا تو بنویس
بگو ...
تو بگو...
امشب واژه ها را تو بساز...
این "من " ترسیده است