
من زنم
جسمم را پوشانده ام
افکارم را برهنه کردم تا این بار
آلتت را که نه مو را به تنت راست کنم
بخوان مرا
بترس از هرزگی افکار عریانم
بترس از افکاری که بکارتش را فروخته به بی حرمتی ِ چشمان هیزت
بترس از زنی که قبل از جسمش قصد کرده افکارش را برایت عریان کند
افکار هرزه اش را!
بترس از من ای ناچیز
این بار جنین افکارم را سقط نخواهم کرد
جنین افکارمن بزرگ خواهد شد
زندگی خواهد کرد
و انتقام بکارت افکار مادرش را از افکار پستت خواهد گرفت
بترس از زنی که نطفه ی کودکش را با ذهنش بسته است
.......................
پ.ن اول) شعر بالا از من نیست. نام شاعرش را هم نمی دانم
پ.ن دوم) برای پنجمین سال پی در پی ، با گرم شدن هوا، یاد این عکس می افتم
پ.ن سوم) با یکی از دوستان فعال حقوق زنان ام در بی بی سی افغان روی یک مقاله کار می کنیم با عنوان "زنان و سختی های ساخت شخصیت مجازی " . خیلی توضیح دادن در مورد این مقاله را صحیح نمی دانم اما کلیت کار بر محور زنان و نگرانی هایشان در محیط مجازی می چرخد. ممنون می شوم اگر تجربه، خاطره و یا حرفی برای تعریف کردن در مورد مشکلاتی که گاها برای شما و یا دوستانتان در ارتباط با شبکه های مجازی اعم از فیس بوک و یاهو ... و یا حتی همین وبلاگ نویسی ساده در خاطرتان هست به ایمیل من ارسال کنید