یک بره برایم بکش


یک بره... یک بره برایم بکش


نه بره ای با یک پوزه بند تا محدودش کنیم و با این کار دلخوش که "بره دیگه گل رو نمیتونه بخوره!" نمیخواهم بره ای بکشی که روباه اهلی شده ی من مردد بماند در خوردن و نخوردن آن...
یک بره


به حجم تمام رویاهای شبانه ی نوجوانی ام...


با چشمان همیشگی سرگردان گل های سرخ باغچه ی پروانه


با طمع گاز زدن برگ های خشک درخت های سیب


با جعبه های شکسته ی حصار باغ های از من بهترانی که اهلی شدنم را نمی بینند


بره ای تشنه ی نوشیدن آب متبرکی که کفاره ی زن بودنم را هر شب در آن غسل میدهم

...


سیاه باشد لطفا


بره ی من ، زاده ی شبانه های قفس نجابت است


..................


پ.ن) اینجا ایران است و من تو را دوست دارم