اویس رضوانیان، پست جالبی نوشته است در مورد این سایت. سایتی که شاید قبلا در مورد آن شنیده بودیم، آن را دیده بودیم و شاید هم نه، تازه آن را می شناسیم


تصویر وهم آوری که در آن پست ، از یک روز و دریافت یک نامه از "من" ِ ده سال قبل ترسیم شد، شاید به نوعی گریز از یاد آوری ِ "من" ِ امروزی باشم که تمام درد ِ یادگاریهای توستالژیک ِ سالهای قبل را مرتب قی می کند. هراس از یک نامه، که امروز را با تمام تشویش ها و دلگیری ها و غم ها و اوضاع نابسامان زندگی های شخصی به یاد ِ "من" ِ ده سال بعد خواهد انداخت، در حقیقت بازگوی روزمرگی های تلخی است که امروز بر این "من" می گذرد و هیچ اشتیاقی به کشیده شدن لاشه اش در فردا نیست

گذشته از بار سنگین نوستالژیکی که می توان با کمک این سایت بر سر "من" ِ سالها بعد هوار کرد، می شود به این اندیشید که اگر قرار باشد امروز حرفی را به خود در اینده بزنیم، چه می نویسیم، چه می گوییم. یا... چه فریاد می زنیم

و من ، هنوز تصمیم نگرفته ام برای خودم چیزی بنویسم یا نه. اصلا نمی دانم "من" ِ چند سال بعد هیچ رغبتی به اشنایی با این من دارد یا نه

.................................

پ.ن) همه ی هستی من، آیه ی تاریکی است/ که تو را در خود تکرار، در خورد تکرار می کند