ناراحت کنندهترین هدیهی عمرم رو گرفتم...
این حیوانِ طفلک که از دیروز توی حموم حبس شده و هنوز نمیدونه چه گناهی کرده و من نمیدونم چجوری ازش معذرت بخوابم که بعد سه سال زندگی هنوز نمیدونسته من از حیوانات خانگی میترسم و چندشم میشه و خریدتش به عنوان هدیه ولنتاین!
...
یه تراژدی تلخ دیشب اتفاق افتاده توی خونه و از دیشب دارم فکر میکنم کدوممون مقصرتریم برای این «نشناختنِ عمیق»ی که بعد سه سال هنوز درگیرشیم. این وسط باید از کدوممون ناراحت بود؟ تکلیف این خرگوش طفلک چی میشه؟ تلکیف این گریهی قلمبه شده پشت پلکم چی میشه؟ تلکیف این درهی سیاه ِ بین ما چی میشه؟