
دیگر با هیچ کوله و هیچ کتانی ای نمی شود به تو رسید
فهمیده ام که با هیچ اتوبوسی قرار نیست راه بیوفتم و به دروازه ی ظهیر برسم
باید قبول کرد که زندگی اینجا برای من همین است و نشستن کنار گور سرد تو هم آرزویی دست نیافتنی
پس
از همین راه دور
تولدت مبارک
زن تا ابد ایستاده بر فصل سرد