سطر اول



زندگی در شهری که آدم هایش حتی برای یکبار هم شده با ادبیات و نزاکت درست همرایم حرف نمیزنند، دلگیرم می کند



سطر دوم



در شهری که من بخاطر آنچه هستم دوست داشته نمی شوم هرگز نمی خواهم حتی یک قطره دوست داشته شوم. دست از سرم بردار! من هرگز از خودم بر نمی گردم




سطر سوم



اگر قرار باشد كه بعد از مرگم بشينند و تك تك خاطراتت با مرا بياد بياورند، هيچ ارزشي نخواهد داشت! وقتي كه امروز مرا اينگونه در بين تمام آدم خواران تنها گذاشته و از خود عاقم كرده اند



سطر چهارم



من رنگ پیراهن عروسی ام را به یاد گلها سپرده ام




سطر آخر



امروز بی قرار تو ام، کی در آغوشت می کشم؟!؟