
پسرکم را دوست دارم، وقتی چهار دست و پا تا کنار در می رود و تکه های دستمال کاغذی را بدون توجه به جیغ های من گاز می زند و با اصوات نا مفهمومش سعی می کند به من بفهماند که مزه اش را دوست دارد !
پسرکم می داند که حرف شنوی از ذات مادرش به دور است و با خیال راحت از زیر بار توصیه های من فرار می کند و ترجیح می دهد به جای بازی با عروسک های پلاستیکی که با هر فشارشان بوق می زنند، دفترچه ی تلفن را پاره کند تا لذتش هر دوی ما را لبریز کند
پسرکم می فهمد که اشک های مادرش تکراری ترین حرفی است که می شود قی کرد، تکراری ترین شعری که می شود مدام نوشت، تکراری ترین دردی که می شود مدام با خود کشید... بزرگتر که شود بیشتر می فهمد. می فهمد که مادرش هیچ وقت زن خوبی نبود. زن بود و همیشه تکفیر شد برای زن بودن. زن بود و همیشه گریست برای زن بودن.، زن بود و همیشه تنها بود به جرم زن بودن... بیشتر که بزرگتر شود، معنی تبعیض را می فهمد. معنی زن ، مرد، شرف، خانواده، آبرو، عشق. معنی دروغ را می فهمد. می فهمد که بعضی حق ها برای اوست که مرد است و از جنس برتر. می فهمد که زن بودن یک حکم است که بر بعضی ها صادر می شود و می کشدشان به تمام عمر تنها بودن
پسرکم انگشتان کوچکش را در ظرف غذایش را فرو می برد و با انگشتان کثیفش روی همه وسایل خانه می کشد. می داند که کثیفی خانه را می شود شست اما تعفن جامعه ای که بوی گند نفهمی اش تمام تاریخ را گرفته، با غرولند هیچ مادری و دستمال و آب و مایع شوینده پاک نمی شود.
......
پسرم، همین الان، با دستان کوچکش رومیزی را کشیده و تمام ظرف ها را تکه تکه کرده و با صدای شکستنشان وحشت زده در حال گریستن است. می گرید و من هم هم صدا با او می گریم که مادرش منم. می گریم برایش که مفهموم تبعیض را از نطفه فهمید. می گریم برایش که اگر مادرش من نبودم و دخترک دیگری در یک کجای دیگر این جغرافیا بود ، او امروز وجود داشت و به جرم آنکه پدرش برایم مردی نیست به نام همسر، او را یک خیال تصور نمی کردم... گریه کن پسرم، گریه کن برای خودت، برای خودم. گریه کن برای محرومیت. برای تعبیض، برای زنی که مادر توست و مردی که پدر توست اما برای دیدار یکدیگر هم باید پایشان تاول بزند میان بزرگترهای صاحب اختیار، گریه برای مادری که نه تنها آرزوی آغوش تو، که حسرت تن پدرت هم برایش بخشی از روزهایش شده... گریه کن پسرم، ظرفها شکسته اند و شکسته شان برنده تر از این وجود شکسته ی مادرت نیست
پ.ن) با دامین بلاگ اسپات همچنان در فیلتر به سر می بریم. این آدرس موقت را از پرشین بلاگ قرض گرفتم برای دوستانی که دسترسی به پراکسی برایشان مقدور نیست.... صفحه ی همیشگی بهار نارنج همچنان پابرجاست، بعد از این در هر دو صفحه همزمان آپ می کنم