ما ایرانی ها جالبیم. بیشتر از حد تصور جالبیم.... قصه درازیست، قصه مردمی که زیستن در شیشه نیرنگ ، رشته تزویر و پرده پندار هنوز به اسارت از کویی به کویی سرگردان شان می کند. قصه ی درازی است قصه ی آمدن و رفتن مردمانی که وقتی هم صحبتشان میشوی بی استثنا از تاریخ میگویند و از کوروش. به عرب ها فحش میدهند و صبح اول وقت برای بار سوم به حج عمره ثبت نام می کنند. دمی نشستن در تاکسی پیکان های پیزوری هم برایشان غنیمتی است تا درد دل کنند و بنالند از چاله های خیابان و گرانی و بانیان ِ این بدبختی و برای یارانه ها جک می سازند و در صف سهام های عدالت چشمشان به راه خشک می شود و مدام کمپین امضا می کنند و بیانه ها را خط به خط حفظ می کنند و امان از روزی که "میر"شان به حبس برود، آنوقت دیگر نمی دانند چه باید بکنند و خاموش می شوند
.....
ما ایرانی ها جالبیم که اگر غیر از این بود، در این سی ام این سالگرد رفراندم تاریخی 12 فروردین، صف سینما شلوغ نبود بر گیشه ی اخراجی های 3!! . همه با هم میروند و اخراجی ها نگاه میکنند. مردم یاد گرفته اند که بخندند، که حتی وقتی بازی داده میشوند بخندند، پس چرا آقای ده نمکی به ما نخند؟ چرا راحت از فیلمش دفاع نکند؟! چرا گله نکند از دزدی اکران فیلمش؟ چرا با مسیح علی نژاد کل کل نکند؟ چرا داد بی داد از ظلمی که به او و فیلم هنری اش (!) روا می رود هوار نکند؟
جناب ده نمکی
راحت باش برادر، چفیه را زیر کت پنهان کن، این مردمان هیچ چیز یادشان نیست، نه مقاله های تندت در "صبح دوکوهه" و نه 18 تیر و نه هیچ چیز دیگر. امسال هم مرغ بخواه و هم سیمرغ که این مردمان را جان به جانشان کنی هرگز ملی نمیشوند ...
آسوده به فرهنگ فکر کن رفیق ِ ....!